دریغ

دریغ می کنی از من نگاه را حتّا؟؟

 نمی دونم چرا؟ دیگه جنس نگات، ابریشمی و ناب نیست!!

دیگه از فاصله دور، شهاب سنگ نگاهت، واسه من نمی درخشه؟

دیگه...

 و نیز زمزمه ی گاه گاه را حتّا!!

آه از این زندگی که تا به خودت می آیی می بینی مثل فرفره فقط داری دور خودت می چرخی و از این همه حرکت وضعی و انتقالی به هیچ جایی نرسیدی!

کاش ستاره بودی ! می دونی فرق تو با ستاره چیه؟؟ تو نقطه­هات پایینه و هیچوقت دوست نداری از خودت نور داشته باشی... کاش می دونستم این حرفها رو دارم به کی می گم یا واسه کی می نویسم!!!

این انگشتای من عادت بدی دارن به نوشتن... دوست ندارم جلوشون رو بگیرم شاید حرفهایی که تو دلم مونده اینها به جای من بتونن بگن.

یک روز که ابتدایِ همه چیز بود و یکی بود و یکی دیگه هم نبود، همون روز همه چی شروع شد.

یکی بود که با همه یکی های دیگه فرق می­کرد. یکی که آفتاب و مهتاب ، آیینه دار چشمهای روشن­اش بودن. یکی که معنای پرواز قاصدکها رو می فهمید و تو گوش گلهای باغچه، حرفهای عجیب و غریب می زد.

یکی که با همه یکی ها فرق می کرد... یکی که با همه یکی­های دیگه فرق می کنه.

آهای غریبه!! آهسته تر ... قولنج پاییز را که می شکنی یادت باشد/ غرور من هم / لای ِ یکی از این برگها جا مانده است.............................................................................................................

/ 3 نظر / 9 بازدید
علی حجازی

سلام ممنون از نظرت که برام محترم بوده و هست همیشه و همه وقت اما بایست از شما گله بکنم نه برای خودم و نه برای دیگران بلکه گله از خودت برای خودت . تا اونجا که می دانم دانشجوی ادبیات بودید و هستید فکر کنم سال ؟آخر یا الان فارغ تحصیل و ایضا پر تلاش . کوشا و نسبت به رشته تحصیلی اتان متعهد و با انگیزه . و تا اونجا که من حدس می زدم و معمولا حدسام درسته (بعد از پنجاه سال ) آینده و آتیه خوبی در این وادی برا ی شما می بینم مشکل شما و افراد مث شما این است که بنا بر رشته تحصیلی و انباشت داشته هاتان که همه وهمه درسته و منبعث و مرتبط با غور و خوانش مطالب ادبی با اتیکت و دارای گواهینامه ایزو چند هزار و ایضا توام و همداستان با بهره گیری شما از نقطه نظرات استادان بزرگ ادبیات و با تجربه بله مشکل امثال شما اینه که عیار درست در دست دارید و حرفتان و نقدتان متکی و مبتنی بر اسلوب خاص و روش های مدون و مسلم ادبی است بسادگی دوغ را از دوشاب جدا کرده و وسعت و عمق گوینده و یا سراینده را تخمین می زنید لذا بازار کارتان طبیعی است کم مشتری باشه آخه شما از به به و چه چه های بی مورد ابا دارید و درست هم هست من

علی حجازی

سلام روز چندی رفته اما هیچ ردی از پریشادخت نیست واژه رنگی ناب خواهم تا نشانم خنده بر لب های او می شد نوشت خنده بر لب .. فلان او که درست نبود و فکر کنم این دیگه شعر باشه خانم مشگل پسند محق و اینکه پریشادخت به فارسی خیلی از نوشتنش با حروف انگلیسی بهتر تره

علی حجازی

سلام و چه زیباست اگر همدم گفتم بشوید به روزم و منتظر و از محبت شما ممنون