.. .. .... ... .... .... .. ..... .. ..

 

به من خوبی نکن شاید برای هر دومون بد شه

نشستم توو دل طوفان، بذار آب از سرم رد شه

 

به من خوبی نکن وقتی کنار من نمی مونی

نگو بد می شم از فردا، تو که دیدی نمی تونی!

 

( روزبه بمانی)

/ 5 نظر / 4 بازدید
سارا

آب از سرم که گذشته است دلم را هم به دریا خواهم زد! ... و آنقدر مرگ خواهم نوشید تا تکفیرم کنید من از این هزار و بیست سالگی مرموز که توبه نمی کنم....!

اسفندیار

مرداب از رود پرسید: تو چرا اینقدر زلال و شفافی؟ رود پاسخ داد: گذشتم درود تندرست و شاد باشی [گل][گل][گل]

سیدعلی حجازی

سلام باز آمدم تاکه بیایی شعر مال کیه؟روزبه بمانی ؟ در هرحال یه نوع تلفیق و ترکیب با تاثیر و تاثری از راه و رویه ای که دوسه سال پیش مد کرده بودندالبته بیشتر در قالب غزل من که زیاد در شعر قدیم تبحر ندارم یا که با نی لبک حسم جور نیست البته شعر قدیم روزا جدا از محتوا و انباشت های حس / هنری / اخلاقی / فلسفی که تا حدودی به آخر خط رسیده یعنی هرچه بخای بگی گفتن مشت مشتش گفته شده !اونطوری که تلاشگر یا که شاعر نوپا .. خود می برد و زحمت خوانده می دارد اما می شود با تکرار ریتم گویش شعر قدیم را یاد گرفت عین یه موسیقی اونوقت هرچه را در اون قالب جا داد و گفت !من که دنبال اینکار نرفتم الته جالب بود اون رسم و رسوم که در راس آن سید مهدی موسوی نامی نامش را به ثبت رسانده بود ولی فکر کنم تب اش خابید در هرحال این شعر یه جورایی مرا یاد اون سبک و سیاق انداخت بگذریم که بهانه بود تا که بیایی به وب من و بخانی لطفا

حضرت باران

سلام . ببخشید که دیر به دیر سر میزننم ! این کار خیلی زیبا بود و امیدوارم به زودی شنوای کارهای بهتر از این هم باشم. سلامت و موفق باشید

ایمان

اشعار روزبه بمانی عالی و دلنشینند[گل]