سمفونی سپید و سیاه

 

دلم چند دکمه سپید و چند دکمه سیاه می خواد

و یه صفحه شیب دار که به من زل بزنه

و یه چهارپایه که من بهش زل بزنم

و 10 انگشت جسور که سُر بخورند

...

دلم فقط یه پیانو می خواد... می فهمی؟!

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
ساناز

سلام دختر خیس این روزها به درد من مبتلا شده ای انگار؟ کلیدهای سیاه وسپید وهیاهوی خاموش نت ها بی شک اتفاق می افتاد من به پیامبری مبعوث شده ام اتفاق می افتد

ساناز

حالا که پیامبرم حالم خوب است فقط...

حضرت باران

فرق آدم های پولدار با فقیر در همینه که شما پیانو میخواید و ما عینک کائوچویی!!!![لبخند] ممنون کار خوبی بود!

سارا

کجایی دختر نیستی؟!! دیگه کم کم دارم نگرانت میشم!!!!!!!

منیره

کاش من هم دلم یک پیانوی کوچک می خواست تا بتوانم زندگی ام را در آن خلاصه کنم. کاش ! ولی من دلم چهار پایه ای می خواهد که بتوانم از آن آویزان باشم تا شاید مرگ مرا در آغوش بگیرد.

علی

عالی بود .. شاید بهترین راه واسه رسیدن به ملودی هایی که تو ذهن آدم رژه میرن همین باشه .. 4 ساله که حسرتش رو دارم