آخرین یادگار تو!

 

دوستش دارم

یادگار توست

همیشه و همه جا با من است

و باوفاتر از توست حتی...

 دلش نمی آید لحظه ای مرا ترک کند

شاید دارد کم کاریِ تو را جبران می کند

شاید تو به او گفته ای که بجای تو در خیال من بنشیند، راه برود، بخوابد

آواز بخواند، گریه کند، بخندد...

اصلا بشود خودِ خودِ من !

دوستش دارم

این "سردرد" لعنتی را

این یادگار آخرِ تو را هم دوست دارم!

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
لادن

نمیدانم چرا اخرش منتظر هر چیزی بودم غیر از سر درد! کاش هرگز یادی نکند... زیبا بود

اتاقی از آن خود

مثل خط های در هم کف دست هام مثل سر دردهای بی امان هر شبم کاش فقط مال من بودی...

رایا

...و درد دامنه دارد -شروع شاخه ی ادراک-طنین نام نخستین-تکان شانه ی خاک و طعم میوه ی ممنوع که تا تنفس سنگ ادامه خواهد داشت و درد دامنه دارد... و تو چه زیبا این درد مشترک را بیان کردی

دختران خيال آلاچيق نو

يادگارهاي وحشي هميشه عزيزتر از محبوب اند!!!!!!!!!!!!!! شايد چون به قول تو باوفاترند.

دوستدار

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد وجود نازكت آزرده گزند مباد

سارا

امان از این سردرد های لعنتی

YuTA

ای کاش جای سردرد چیز دیگه ای میموند..

مهدی

این "سردرد" لعنتی را این یادگار آخرِ تو را هم دوست دارم! عالی بود و تاثیر گذار لذت بردم. با دو تا غزل به روزم سر بزنید.

لیدا رشیدی

سلام عزیزم "سردرد لعنتی"...خیلی زیبا بود. به روزم و منتظرت.[گل]