دو قدم مانده به ...

بالاخره صدا و سیمای ایران - هرچند به ظاهر- یه تغییری تو روش خودش داد... تغییری که البته چندماهی می‌شه که به صورت محسوس داره شکل می‌گیره. من با حیطه های غیر از فرهنگ و ا دبیات کار ندارم از این رو فقط منظورم به شعر و ادبیاتِ که متاسفانه تو این دو سه دهه شدیدا با بی مهری رو به رو بوده و شاید واسه همینه که امروزه نوجوانان و جوانان ما شاعران بزرگ معاصر خودشون رو نمی شناسن ولی بازیگرا و ورزشکارا رو به خوبی می شناسن!!!

فکر کنم تازه یادشون اومده که فرهنگ یه کشور شامل ادبیات هم می‌شه و ادبیات هم‌،  ادبیات معاصر رو در بر می گیره. و ادبیات معاصر هم فقط تو چند شاعر دولتی و دفاع مقدس خلاصه نمی شه!!

آخه اون قدر قیافه سهیل محمودی و ساعد باقری و علی معلم رو دیدیم واقعا خسته شدیم.

دو قدم مانده به صبح، داره نوید صبحی رو می ده که شاید قراره بالاخره بدمه... صبحی که خورشید ادبیات و هنر ، با  درخشش چند برابر تو اون دیده می شه. صبحی که همه منتظر رسیدنش هستن.

شنبه شب وقتی چهره پیر و خسته احمدرضا احمدی رو تو صفحه تلویزیون دیدم، آهی عمیق از دلم برخاست که شاید دربردارنده پرسشهای بسیار زیادی بود... صدا و چهره احمد رضا احمدی، تونست به خیلی ها این رو بفهمونه که یه شاعر می تونه یه جور دیگه هم باشه. شاید بهتره واضح بگم. از دیدن شاعرانی با چهره های عجیب و غریب و با ادا و اطوارهای آنچنانی و شعرهای مناسبتی دیگه داشت حالمون به هم می خورد. احمد رضا احمدی با صداقت بی نظیرش، و یا به گفته کارشناس برنامه، با کودکانگی خاص خودش، تمام فضای برنامه رو در ا ختیار گرفته بود. نکته جالب توجه این بود که هر پرسشی که از سوی کارشناس برنامه ازو می شد، او جوابهایی رو می داد که انگار ربطی به اون پرسشها نداره و لی قرار بوده خودش راجع بهش صحبت کنه. این نکته زیبایی این گفتگو رو به حدی بالا برده بود که خیلی ها با اینکه بار اولی بود که این شاعر بزرگ رو می دیدن، شیفته  اش شده بودن...

من به صدا و سیما تبریک می گم ، به همه کسانی که شنبه  28 اردیبهشت 87 چهره و صدای احمدی رو درک کردند هم تبریک می گم

/ 4 نظر / 4 بازدید
فائزه

سلام خانوم خوبید؟منم برنامه رو دیدم .خیلی لذت بردم از اون روزی که شمس لنگرودی به برنامه اومد همش دارم مرتب شنبه ها این برنامه رو دنبال می کنم .با هاتون در کودکانه بودن احمد رضا احمدی موافقم ولی همه برنامه یه طرف فیلم کوتاهی که ازش پخش شد یه طرف خانوم عمران صلاحی رو دیدید ...خیلی ذق زده شدم .مرسی که به من سر زدید خسته ام نباشید.خانوم واسمو ن دعا کنید امتحانا رو خوب بدیم .فعلا

مسعود امین پور مجومردی

با درود و آرزوی تندرستی[لبخند] و سپاس از توجه و مهر تو دوست قدیمی! من هم برنامه رو دیدم و شاد شدم! دیدی اون جایی رو که این شاعر کرمانی گفت من تا اینجا رو اومدم حالا دیگه خسته شدم و یکی بیاد یه پولی بگیره و بقیه راه رو بره[چشمک] با چند خطی درددل به روزم[چشمک] شاد و سربلند باشی همیشه[گل]

مسعود امین پور مجومردی

درود به دوست خوب و سپاس از مهرت[لبخند] امیدوارم که همیشه همینطور مطالب وبلاگ مورد پسند شما دوستای خوش فکر قرار بگیره! چون در واقع هدف من همینه و اگه بتونم مخاطبین خوش فکری مثل شما داشته باشم به هدفم رسیدم[گل] همیشه شاد و سربلند باشید[گل]

مصطفی نوروزی

سلام از اينكه به وبلاگم اومده بوديد ممنون من شمارو لينك كردم افتخار داديد لينكم كنيد با تشكر