نمی‌دانم چه شد که ناگهان به یاد عمران صلاحی افتادم. یک بار از نزدیک دیده بودمش و چند کلامی هرچند کوتاه در امامزاده طاهر در مراسم خاکسپاری منوچهر آتشی -که البته هیچوقت ساکن امام زاده طاهر نشد. در هر صورت گشتم تا این شعر را یافتم. با درود بر روان پاکش!

لب مرزي رفتيم                                         
خاك را رود دو قسمت مي كرد:

اين طرف ما بوديم،

آن طرف هم آنها

ديده بانان سر برجي از دور

ناظر ما بودند

و من بهت زده

ناظر گنجشكاني

كه همه

بي گذرنامه سفر مي كردند!

این عکس رو از وبلاگ عمران صلاحی برداشتم:

490zqja.jpg


/ 3 نظر / 6 بازدید
مسعود

وبلاگه جالبی داری وبلاگه منم ببين!

صالح فروم

http://www.salehforum.com سايتی برای همه چيزی که شما احتياج داريد! هرچيزی که بخوايد توی سايت ما هست. ايميل ۲۰۰۰۰ کاربر اينترنت ايرانی معرفی وبسايت و وبلاگ خودتون محيطی دوستانه و دوست داشتنی! از همه شما و کسايی که اين صفحه رو می خونن دعوت می کنم يه بار هم که شده سری به اين سايت بزنيد. شايد مشکلات شما در اينترنت و خيلی چيزاي ديگه با ديدن اين سايت رفع بشه. امتحانش مجانيه!

حامد « آسمان نقره اي »

سلام. مطالبتون رو هنوز نخوندم! من هم يه وبلاگ دارم كه توي اون عكساي دخترم رو ميذارم اگر بيايد و نظرتون رو بگيد خوشحال ميشم البته حواستون باشه كه چشمش نزنيد!