شعرهايی از محمد شمس لنگرودی

چند شعر کوتاه و زیبا از شمس لنگرودی، امیدوارم که شما هم خوشتون بیاد : (به جز آخرین شعر که از  ۵۳ ترانه عاشقانه انتخاب شده بقیه از مجموعه باغبان جهنم انتخاب شده)

نمی‌داند به قربانگاه می‌رود

گوسفندی

که از پی کودکان می‌دود

که عقب نماند !

---------------------------------

بازگشته ام از سفر

سفر از من

بازنمی‌گردد.

--------------------------

باران

که در لطافت طبعش خلاف نیست

ویران کرده

لانه ی مورچگان را.

----------------------------

شعر

مثل درخت سیب است

از بهشت رسیده

میوه های حرام می‌دهد.

--------------------------

به این همه پنجه نیازی نبود

درخت چنار من!

به این همه پنجه نیازی نبود

اگر چیزی در هوا بود.

-----------------------

سپاسگزارم درخت گلابی

که به شکل دلم درآمدی

چه تنها بودم.

البته من به دلیل تنبلی در تایپ، شعرهای کوتاه رو انتخاب کردم. و این گزینش به هیچ وجه گزینش کارشناسانه نیست (نمی‌دونم چرا دارم توضیح می‌دم! باباجون شعر رو باید خوند و حالش رو برد )

/ 0 نظر / 8 بازدید