انهدام

یک شعر زیبا از نصرت رحمانی

اینجا لازمه که توضیحی راجع به واژه زیبا بدم. (به عبارتی کمی زیبایی شناسانه). زیبا یعنی قشنگ یعنی خوب یعنی دلپذیر و معانی ای که مترادف این کلمات هستند. این شاید ساده ترین معنا و مفهوم زیبایی باشه. ولی یه وقتی زیبایی در بطن زشتی ها و سیاهی هاست. یعنی ما با استفاده از واژ هایی که بار منفی دارند، در نهایت به یک کلیّت زیبا می‌رسیم و یک مفهوم زیبا رو منتقل می کنیم. بیشتر شعرهای نصرت و داستانهای صادق چوبک به نظر من این جوریه. اونها با نشون دادن زشتی ها و سیاهی ها، در نهایت ما رو به لذتی که باید از یک اثر ادبی زیبا ببریم،‌ می رسونن. (تا چه قبول افتد و چه در نظر آید )

این روز ها 

این گونه ام ببین

دستم ؛‌چه کُند پیش میرود ؛ انگار

هر شعر باکره ای را سروده ام

پایم چه خسته می کشدم ؛ ‌گویی

کت بسته از خَم هر راه رفته ام

تا زیر هر کجا

حتی شنوده ام

هر بار شیون تیر خلاص را

ای دوست

این روز ها با هر که دوست می شوم احساس می کنم

آنقدر دوست بوده ایم که دیگر

 وقت خیانت است .. 

 □

انبوه غم حریم حرمت خود را

 از دست داده است

دیری است هیچ کار ندارم

مانند یک وزیر

وقتی که هیچ کار نداری

تو هیچ کاره ای !‌

من ؛ هیچ کاره ام

یعنی که شاعرم

گیرم از این کنایه هیچ نفهمی

 □

این روزها

این گونه ام

فرهاد واره ای که تیشه خود را گم کرده است

 آغاز انهدام چنین است

اینگونه بود ؛ آغاز انقراض سلسله مردان

 یاران!

وقتی صدای حادثه خوابید

بر سنگ گور من بنویسید

یک جنگجو که نجنگید

                                      اما ...

                                              شکست خورد .

/ 6 نظر / 5 بازدید
هاله

سلام شعر قشنگی بود. در مورد خبرنگاره من که اونجا کار می کنم هم حق رو به اون ميدم. موفق باشی

مريم

راستی از تبريکت خيلی خيلی ممنون

مريم

دیونه این قسمت شعرش هستم: ای دوست این روزها با هر که دوست می‌شوم احساس می‌کنم آنقدر دوست بوده‌ایم که دیگر وقت خیانت است ..

دردی کش

سلام فاطمه جون! بابا شما خودت صاحب وبلاگی حلاليت ديگه چيه؟؟؟؟ افتخار دادی به ما خانمی. پس منم بااجازت لینکت می کنم راستی پست ظهيرالدولت عالی بودُ دست مريزاد دختر... پريشادختی!!!!

حسن منشی پور

سلام به مناسبت تولدت یک سبد احساس تقدیم تو باد یک سبد احساس نشکفته و شاد شاد باشی خواهر کوچولوی من(بزرگتر از بقیه) و شادتر ادامه بدی