تک سیر ...

تو فکر می کنی اگه این دستها رو تو باغچه بکاریم چند تا فروغ سبز می شه؟

یه نگاهی به کف دستم بنداز. خطوط مورب و درهم پیچیده ی اون، مثل نگاه تو پرمعناست.

گاهی نمی تونم خودم رو از دست این شکلها خلاص کنم، این قدر دنبالم می آد ، سایه به سایه،‌ که سایه خودم رو هم لابه لاش جا زدم... سایه من،  که تو رو در دل خودش گرفته و تو ، که سایه ی من رو به اسارت گرفتی...

دست از سر سایه ام بردار... بذار سایه ات روی سر من باشه ...

نگاهت گره می خوره به سایه ای که دیگه سایه نیست... نگاهت داره من رو به یه جایی می بره که... نگاهت داره بد جوری آشوب به پا می کنه... خطهای دستم با هم درگیر می‌شن... ۸ با ۷ ، ۷با ۱۱، ۱۱ با  .... عمر من که کفاف نمی‌ده تا تهش جمع ببندم ولی چیزی که مشخص و آشکاره اینه که سایه تو لای این خطوط گیر کرده...

چرا داری می‌خندی؟ فکر می‌کنی دیوونه ... نه دیوونه ها که سایه ندارن...  مثل رودخونه ها... مثل دریا... مثل... مثل درختهای جنگل!

دیوونه! خیلی دیوونه ای که فکر می‌کنی من با یه دیوونه قاطی شدم و شدم معجون... چی؟ مجنون ... خُب...

سرم داره دور خودش می‌چرخه، آخه همیشه دوست داشتم یه دوچرخه داشته باشم  ... دارم دوره جدیدی از دیوونگی رو آغاز می‌کنم... با من تا کجاش می آی؟

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نابخشودنی

آره، از پشت دیوار که راه بیفتی، میرسی به یه خیابون. خیابون را اون قدر برو تا برسی به یه میدون. از میدون بپیچ سمت راست. بعد از اون یه چهار راهه. دست چپت را که می گیری و مستقیم میای. داری نزدیک و نزدیک تر می شی. آفرین، حالا جلوی دیواری. زندگی همینه. یه مشت آدرس سرکاری. همون خط های کف دست که به هم نزدیک می شن و در هم می پیچن و بعد خدا میدونه چی میشه و چند تا میشه. دوست داری ستاره های آسمون را بشمری؟ منم یه زمانی دوست داشتم ولی همش قاطی می کردم. یادم می رفت کدوما را شمردم فکر کنم بعضی ها را دوبار شمردم. شایدم اصلا... مثل همون خط های کف دست. آره دیوونگی هم عالمی داره. انگار خلاصی از 70 دولت. بی خیال هر چی عاقله. اگر در زندگیت نتونستی هیچ چیز خوبی باشی به خودت امیدوار باش. چون مثل من به این نتیجه می رسی که دیوونه ی خوبی هستی. البته جسارت نشه، سلام دیوونه...

مسعود امين پور مجومردی

با درود و سپاس از مهر و يادآوری شما اگر چه کمی دير شده ولی به روز شدم با مطالبی مختصر درباره جشن بهمنگان و جشن سده سربلند و شاد زی

طاهره

سلام خانوم منشی پور گلم خوبين شما؟ من آپم خوشحال شدين نه؟ ولی نقد کنين ها!!! شعر هم که فکر نمی کنم کسی بخونه نميشه اصلا بی خيال اين قسمت شيم؟ آخه خيلی سخته ما شعرامون خيلی در حد افتضاحه راستی ما برنامه فروغمون جور شد از مدرسه ميريم بعد از ظهر هم ميريم بهتون زنگ می زنم

مینا

سلام خانوم منشی پور جون! من آپ کردم بیاین! دیدین آپ کردم بلاخره ... خلاصه آپ کردم دیگه همین ! بدو یید بیایید !

مسعود امین پور مجومردی

درود و سپاس از پشتيباني و مهرت[لبخند] [خجالت] باز هم با تاخير: سپندارمذگان(جشن مردگيران/مژدگيران) بر همه بانوان ایرانی شاد باد[چشمک] ... بلكه زنان نوعي فرمانروايي كرده و ... پیروز و سربلند زي[گل]

کورش

سلام. سرزدی ممنون. پوزش ازاینکه دیرکردم. خواسته بودی که لینک شی. خواهش میکنم قابل دونستید

کورش

سلام.ازاین که سرزدی منت گذاشتی. گم شدم دراین هیاهو،گم شدم توکجایی تا بگیری دادمن؟ گرسکوت خویش را می داشتم زندگی پربودازفریادمن! خواسته بودی لینک شی.موردی نداره من میتونم لینکتون کنم.[خداحافظ][گل]

مسعود امین پور مجومردی

با درود و آرزوی سلامتی برای دوست خوبم[لبخند] بهین جشن نوروز، مهین یادگار نیاکان بر تو شاد و همایون باد[گل] پیروز و سربلند زی[چشمک]

الاهی آتش

سلام وب زیبایی داری به من هم سر بزن نظر یادت نره[لبخند][گل]